زنده یاد محمود پاینده لنگرودی
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

با توجه به اینکه  ضرب المثلهای گیلکی را که در این وبلاگ ثبت می کنم بر گرفته  از کتاب مثلها و اصطلاحات گیل و دیلم مرحوم پاینده لنگرودی می باشد،جا دارد به پاس تشکر از زحمات بی دریغ این مرحوم ،که کمک بزرگی برای حفظ فرهنگ گیلان نموده اند، مطلبی هر چند مختصراز ایشان در این وبلاگ آورده شود.

زنده یاد محمود پاینده لنگرودی

 منبع عکس:http://zite.files.wordpress.com/2007/06/payandeh.jpg


محمود پاینده لنگرودی  در 12 آذر 1310 خورشیدی در لنگرود به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را به سال 1317 در زادگاه خود آغاز نمود، اما پس از پنج سال به سبب بیماری مدرسه را رها کرد. پس از دو سال ترک تحصیل دوباره به دبیرستان رفت.

شعر و شاعری را در دهه 1320 خورشیدی با روزنامه چلنگر افراشته آغاز کرد و شیوه شاعری را از او آموخت. پس از کودتای 28 مرداد 1332 دیگربار ناگزیر به ترک تحصیل و به اجبار راهی تهران شد.
در سال‌های 1333-1344 با اهل قلم در تهران آشنا گردید و در مجله امید ایران شروع به کار کرد و هر هفته دو صفحه شعر سیاسی می‌سرود که از مدیر مجله تا حروف‌چین چاپ‌خانه، شاخ و برگ آن را می‌زدند و به خواننده تحویل می‌دادند. با وجود این در آن سال‌های سیاه جنگ و گریز منظومه‌های دلنشین سیاسی پاینده در مجله امید ایران خواننده‌گان بسیار داشت. او در طول یک سال انتشار مجله امید ایران به سال 1333 سیصد و بیست و نه مضمون اجتماعی را در سه هزار و چهارصد و نود و دو بیت شعر سرود و به خواننده‌گان امید ایران تقدیم کرد.

در سال 1344 ازسوی مراکز امنیتی آن زمان انتشار مجله به تعطیلی همین یکی یا دو صفحه اخبار منظوم اجتماعی مشروط گردید و استاد پاینده در پاسخ به دلجویی مدیر مجله گفته بود «قیامت هرچه دیر آید بیاید...» (امید ایران، سال 1335، ش یک)
در دی 1333 کتاب کوچکی به نام نغمه‌های زندگی منتشر شد که در آن سروده‌های شاعرانی که شعرشان در مجله امید ایران چاپ می‌شد گرد آمده بود. در این مجموعه 5 شعر از پاینده نیز چاپ شده است.
از 1337 برای گذران زندگی به کارهای مختلفی دست زد. از جمله حسا‌بداری، نقاشی و تابلونویسی. خوش‌نویسی را در انجمن خوش‌نویسان نزد استادانی چون ابراهیم بوذری، حسین میرخانی و عبدالله فرادی آموخت.

پاینده از شاعران خوش‌قریحه گیلکی و فارسی بود. شعر کهن و نو را خوب می‌شناخت و در قصیده و غزل و رباعی و دوبیتی اشعاری سروده است. اما شیوه نیمایی را بیشتر می‌پسندید. به اعتقاد او «شعر باید نکاتی به خواننده بیاموزد و شاعر پیش از مردم همراه و همگام آنان باشد تا هنر شعرش در زمینه مردم موثر باشد».
اشعار فارسی پاینده که عموما مضمون اجتماعی دارند، در عین زیبایی عامه‌پسند و عاری از تعقیدات لفظی است.
اشعار گیلکی او شیوا، سلیس و آکنده از مضامین دلنشین مردم‌پسند است. افزون بر زبان تعرض به بی‌عدالتی‌های زمانه، در زبان وصف نیز توانا بود، اما نه در وصف هلال ماه و تشبیه آن به ابروی دل‌دار. بلکه وصف پریشانی‌های فرزندان تیره‌بخت روزگار.
در طنز نیز دستی توانا داشت. طنز او در طعنه بر نابه‌سامانی‌ها بود و هجو او در افشای نابرابری‌های اجتماعی.

 

زنده یاد محمود پاینده لنگرودی

منبع عکس:http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/01/15/100934892593.jpg

نخستین مجموعه اشعار فارسی او گل عصیان (مجموعه 22 شعر) با مقدمه مفصل پرویز جهانگیر در 1334 منتشر شد. دو سال بعد نیز کتاب کوچکی به نام «ترانه‌های گیلکی» (شامل 44 دوبیتی) از ناصر فرهادیان لنگرودی، شهدی لنگرودی و محمود پاینده منتشر شد، که افزون بر مقدمه، 15 ترانه از اوست.
دو منظومه گیلکی به نام‌های «یه شؤ بوشؤم روخؤنه» (شبی به رودخانه رفتم) و «لیله‌کوه» (لیلاکوه) سرود. نخستین منظومه در 1338 سروده شد و شاعر، خود آن را به فارسی برگرداند و در بهار 1358 منتشر کرد؛ محتوای شعر بیانگر اندیشه‌ای سیاسی است و رودخانه از ستم و ظلم حاکم سخن می‌گوید. دومین منظومه که در سال 1347 سروده شده، نخستین‌بار در 1358 به چاپ رسید.
دورنمایه لیله‌کوه باورهای مردم که مشتمل بر 94 شعر است: 9 غزل، 3 دوبیتی، 25 چهارپاره و 53 شعر در قالب نیمایی، یک قطعه و سه شعر کوتاه گیلکی، تاریخ نخستین شعر 1333 و آخرین آن آبان 1376 است.
پاینده بعدها به میدان پژوهش، به ویژه در فرهنگ عامه گام نهاد و با همه توان سال‌ها به گردآوری فرهنگ عامه
گیلان پرداخت.
پاینده در 67 سالگی در شامگاه 27 آبان 1377 در تهران درگذشت و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.

منبع:http://www.gilunboy.mihanblog.com/post/11

شعر «یه شوبوشوم روخونه» را می توانید ازلینک زیردانلود کنید:
http://up.iranblog.com/images/dcb7yra51hbpdx7awhon.pdf