کندوج (KANDOJ)
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: کندوج

کندوج

 

اسامی گوناگون کندوج

کَندوج، واژه‌ای است گیلکی که با نام‌های دیگر محلی کوندوج، کوندیج، کوروج ، کوتی و کوتامدر نقاط مختلف گیلان و غرب مازندران از آن نام برده می‌شود و سازه‌ای است که شالیکاران شمالی از آن برای نگه داری و انبار کردن ساقه‌های شالی مورد استفاده می‌کنند.

« بقیه در ادامه مطلب »

 


مشخصات فنی سازه

سکوی چهارگوش کندوج، مربعی شکل و به طول و عرض ۳ تا  ۵/۴ متر، به ارتفاع ۵/۱ متر فقط از یک سو باریکه راهی برای ورود دارد. پهنای این سکو نسبتأ زیاد است و از چهار گوشه آن، چهار ستون مخروطی به ارتفاع ۵/۲ متر بالا می‌رود.بر روی این ستون‌ها که از گل خام و رسی است، چهار قطعه از تنه درخت که به صورت منشور بسیار قطور تراش داده شده، کار گذاشته می‌شود و واشان‌های قطور چهار سویه ساختمان بر روی این منشورها استوار گردیده، بر روی آنها چوب‌های قطور میخ می‌کنند تا خوشه‌ها را بتوانند روی آنها انبار نمایند.بام این بنا هم که از گیاه مخصوصی به نام لی پوشیده شده به شکل منشور کله قندی است. عمومأ پوشش سقف کندوج را کلوش ساقه برنج، گالی نوعی گیاه مردابی و به ندرت لت پوش، تخته تبر تراش خورده و نیز امروزه سقف کندوج را از شیروانی حلب می‌سازند

 نمای کلی کندوج

. برای رفتن به بام فقط از نردبان استفاده می‌شود. از کف کندوج نیز برای دانه کردن خوشه‌ها بهره وری می‌شود.گفتنی است : در بالای بام پوشالی و مخروطی شکل کندوج، گمج (نوعی ظرف لعابی از جنس خاک رس) را وارونه می‌گذارند و بدین وسیله مانع ورود آب باران از انتهای سقف به داخل کندوج می‌شوند. از مهم‌ترین مزایای کندوج، بالاتر بودن آن از سطح زمین می‌باشد که باعث می‌گردد آب باران یا طغیان رودخانه و رطوبت زمین به محصول برنج آسیبی وارد نسازد و باعث فاسد شدن برنج نگردد و از سوی دیگر از نفوذ حیوانات موذی به خصوص موش به داخل انبار برنج پیشگیری می‌نماید. از ویژگی‌های بارز معماری بومی در ساخت کندوج این است که بنای آن را به گونه‌ای می‌سازند تا کندوج‌ها از پایین تا بالا و در میانه هواکشی جهت جریان هوا تعبیه می‌شود که سبب خشک نمودن برنج می‌گردد، بنا به تجربیات و شنیدارها اگر شلتوک برنج در کندوج بماند، پخت و طعم جالبی خواهد داشت. گفتنی است برای کشیدن برنج به کندوج از چوب دو شاخه شبیه دوخالنگ یا چنگک که به شکل عدد هفت می‌باشد استفاده می‌شود که یک سرش وصل بر طناب است و سر دیگر را برنج دَرز فرو می‌کنند و از زمین به بالای کندوج می‌کشند.

منبع:  ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

منبع عکس:

http://www.panoramio.com

 

کندوج ( انبار ذخیره درزهای برنج  )

 

 مهمترین عنصر سازنده کندوج چوب است و برای ساخت آن در خانه روستاهااز چوب درختان حیاط خودشان استفاده کردند.

کندوج خانه دارای پی شکیلی بود به این صورت که ابتدا ریتrit  و بعد ازآن زی zi از جنس توسکا را روی هم قرارمی دادند

قبل ازگذاشتن چوبها سنگی در زیر آنها می گذاشتندتا رطوبت وارد کندوج نشود،

نمایی از پی ، پا و نحوه قرار گیری آن در کندوج

بعد از آن تخته کندوج را روی چوبها و چهار ستون از جنس درخت های بادوام منطقه مانند آزاد، پلت یا لی را در چهار گوشه تخته که به آن پای کندوج می گفتند، نصب می کردند.

 روی پاها که ستون کندوج بود تخته ای گرد به نام پَر ( Par ) که بین پا ولار

( Lar ) قرار می گرفت، می گذاشتند.

 

نمایی از پا (ستون ) وپر

 

کارکرد پر این بود که مانع از ورود موشها و مارها به خزانه برنج می شد

 

نمایی از پر کندوج

  لار چوبی بود که به طرز افقی روی پای کندوج قرار می گرفت و هر لار پوشاننده سطح دو ستون یا پای کندوج است. بعد از

آن واشانها[1] را بصورت عمودی روی آنها قرار داده و روی آن را کاه گِل می ریختند و کف کندوج ساخته می شد.

 

 برای ساختن تخته، شاخه های ضخیم درختان ( زگال ) را در کنار هم قرار می دادند و بوسیله ویریس آنها را به هم متصل می نمودند.

 

                          نمایی از پر و لار و نحوه قرار گیری آنها

سپس شروع به ساخت مخزن کندوج می کردند و پس از تمام شدن دیواره های آن سر چوبها و بعد آجار(
Ajar ) را قرار می
دادند

و توسط ویریس به یکدیگرمتصل می کردند این کار باعث استحکام بیشتر می شد و می توانست پوشش گالی Gali سقف را تحمل کند.

 

نمای کلی کندوج

 

[1] - تیرهای چهار تراشی که معمولاً به گونه ای موازی زیر بام و روی لار با فواصل برابر چیده می شود و تخته یالمبه بر آن میخ می گردد.

 منبع : وبلاگ سماموس 

ادبی وهنری   http://www.somamoos.blogfa.com/

کندوج = واژه ای مرکب از دو کلمه (کاه  + اندوز )است که براثر تغییر آوایی حرف  (ز) به حرف (ج) تبدیل شده است این نوع تغییر آوایی را در واژه هایی چون  بوجاری یعنی الک کردن  که از واژه بیز به معنای الک است می توان مشاهده کرد  در واژه واجارگاه باز شاهد این تغییر در آوا هستیم که واژه بازارگاه  به واجارگاه تبدیل شده است.
کندوج در محاوره بسیار از کاه اندوز به کندوز و سپس به کندوج تبدیل شده است.

منبع : یاد داشت های پراکنده .علی خوشتراش