بررسی و تحلیل وضع دهقانی و کارگری در شهرستان رودسر (قسمت اول)
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: فئودال ،رودسر

          بررسی و تحلیل وضع دهقانی و کارگری در شهرستان  رودسر


درگذشته ضدانقلابیون (سرمایه داران-فئودالها) زیر چتر امپریالیسم آمریکا،از حمایت بی چون و چرایی برخوردار بودند.با از هم پاشیدن نظام وابسته (کمپرادور) مبارزه برای کسب قدرت روز به روز فزونی گرفت.سرمایه داران شهری و فئودالهای مناطق مختلف ایران توسط نمایندگان سیاسی خود فروخته خوبش ،جاده صاف کنان آمریکا و حامیان کهنه کار آن فعالیتهای گستردهای را آغاز کردند، تا در تمامی ارگانها ی دولتی و خصوصی حضور مستقیم داشته باشند.با سقوط دولت گام به گام تمامی امید سرمایه داران داخلی و فئودالهای کشور به یأس مبدل گشت و لذا برای باز پس گرفتن قدرت سیاسی تلاش مذبوحانه ای را شروع کردند، تا در زیر شعار تضاد جامعه ایران با بلوک شرق (نه غرب) را دامن زدند و با شایعه پراکنی ، احتکار و انواع حیله های مکارانه ی خود، آب از جوی رفته را باز آرند.
این مسایل ما را برآن میدارد تا از وضع بهره کشی(کارگری – دهقانی) در شهر وسرزمین ما، گیلان، به بررسی بنشینیم.این مختصر که تحلیل و نگرشی به اوضاع دهقانی و کارگری در شهرستان رودسر است جدا از دیگر شهرهای گیلان و ایران نمی تواند باشد و به ما نشان خواهد داد که وضع زندگی مردم دهات و شهرهای گیلان چگونه است، چنانکه گفته اند مشت نمونه خروار است.


((بقیه در ادامه مطلب))


روشهای بهره کشی از افراد


1- بهره کشی فرد از فرد در چارچوب خانواده به عنوان کلفت


-که اصولا در خانواده های مرفه شهری دیده می شود.این نوع استثمار چنین است که خانواده مرفه شهری دختر بچه ای از خانواده فقیر ده را به عنوان کلفت به خانه می آورد و در مقابل حقوق نا چیزی به او میدهد، که شاید از مرز هزار تومان در سال تجاوز نمی کند.وضع کارگر خانه در خانه اربابش چندان مناسب نیست.او در مدت 24 ساعت در خدمت اوامر یکا یک افراد خانواده حتی کودک چهار پنج ساله می باشد.تمامی کارهای خانه از جارو کردن،بچه داری،شستن لباس و حتی گرفتن نان و وسایل دیگر از بیرون به عهده اوست.این امر نمونه ای از برده داری را در ذهن رنده می کند.


2- استثمار خانواده از فرد در روستا به عنوان((نوغاندار))

- که در خانواده های مرفه کشاورزان ده (کولاک) که عنوان حاجی را هم یدک میکشند و تعداد آنها در هر ده از 2 تا 5 نفر تجاوز نمی کند، مشاهده می شود. نوع بهره کشی به این ترتیب است که:
کار گری را یک سال به طور پیمانی استخدام می کنند.به این کارگر که در ده کار میکند((نوغاندار)) گفته می شود او تمام وقت در خدمت صاحب خانه((خانه خواه)) است.بدون اجازه او نوغاندار حق رفتن خارج از ده را ندارد.حقوق وی حدود 5 تا 8 هزار تومان در سال است. نوغاندار بطور شبانه روزی درخانه ((خانه خواه))باید باشد.
متذکر میشوم خواب و خوراک نوغاندار در خانه ((خانه خواه)) است و در پایان سال هم خانه خواه یک دست لباس بازار دوخت برای نوغاندارش می
خرد.خانه خواه و اعضای بزرگ خانواده اش در پاره ای از موارد در امر تولید با نوغاندارش همکاری میکنند.نوغاندار در حین کار و فعالیت دچار هر نوع ضررو سانحه(از لحاظ مادی یا جسمی،مثلا مریض بشود یا دست و پایش بشکند) بشود،خانه خواه هیچ گونه مسؤلیتی را تقبل نمی کندواگر در این موارد کمکی هم کرده باشد از حقوق سالیانه اش کم خواهد کرد.
وضعیت زندگی نوغاندار را در منظومه بلند((نوغاندار)) محمد ولی مظفری شاعرگیلان به خوبی می توان دریافت.((امی خرج و قبا وسه- هیسم امسال نوغانداری)) که بیانگر وضع اسفبار زندگی اقتصادی نوغانداری است، و گاهی هم از بد رفتاری خانه خواه گله دارد
((اگر خانه خواه بزه سیلی دسان جی می دیمانه )) و....

 

3-بهره کشی کار گران (کم زمین داران) توسط فئودالها ی شهری و خرده بورژوازی مرفه شهری


- که فئودالهای شهری و خرده بورژوازی مرفه شهری افراد کارگر یا کم زمین دار ده را اجیر میکنند تا زمینها یشان را شخم بزنند وآبیاری کنند.زنان ده را اجیر میکنند تا برایشان ((تم-توم – تیم)) در خزانه پرورش دهند،زمین شالیزار را نشا و وجین و ((دوباره)) نمایند.یا به صورت "مخته" در فارسی(مقاطعه) به یک یا چند نفر کارگر یا کم زمین دار ده می دهند،تا زمینش را از کاشت تا درو آماده کنند.لذا در تمام مدت کاشت، داشت و برداشت ،فئودال شهر یا خرده بوروژوازی شهری بدون این که دستشان خاک و زمین را لمس کرده باشند تمامی محصول را دربست در اختیار دارند ودر مدت بیکاری افراد اجیر شده هیچگونه حقی برایشان قائل نمی شوند.
کارگران مذکور تأمینی در مقابل بیکاری وبیماری و نواقص عضوی ندارند.نمونه چندی از چنین وضع بهره کشی را توسط فئودالای شهری و خرده بوروژوازی شهری در شهرستان رودسرذکر میکنم و این نمونه خود گویای واقعی وضع تمامی روستاهای گیلان و ایران می باشد.مانند ده ناصر سرا(توسط فئودال شهری خانم ....)،املش (توسط سرمایه داروحاج ....و....)، سیویر و سفید داربن(حاج ....) ، رحیم آباد و واجارگاه(....)، کشلاب املش (فئودال شهری .....)، کرفستان(فئودال و سرمایه دار معروف گیلان .....)و سیاهکلرود(فئودال و سرمایه دار جانی ....).
از طرفی کم زمین داران و کار گران ده با توجه به افزایش هزینه زندگی مجبورند برای کار همه روزه در شهر دنبال کار بروند و خیلی از روزها هم بدون یافتن کار با حالتی افسرده به ده باز می گردند....

مابقی دهقانان با توجه به ابزار تولید که عموما به اشتراک دارند،در کاشت ، داشت و برداشت یار و غمخوار همند.
یادآور می شوم، ما از گذشته وضع کارگری ودهقانی و باغداری ده صحبت به میان نیاورده ایم و آنچه گفته شده است و می شود وجود عینی آنرا می توان هم اکنون در روستاهای رودسر لمس کرد.

((ادامه دارد))


مصطفی علی اکبری- نشریه گیلکی دامون- دوره دوم- سال اول- شماره 24- تاریخ سه شنبه 15 اردیبهشت 1360