ابیا-گواد-گبر
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: ابیا-گبر-گواد ،دریای خزر

گواد پرنده ای بزرگ تر از کبوتر قهوه ای با راه های سیاه ، پاها ونوک بلند، چشمی درشت است. هنرش استتاراست به طوری که به سادگی نمی توان آن را دید . ایتالیایی ها . فرانسوی ها خیلی به شکار این پرنده علا قه دارند. در مناطق دیگر گیلان از آن به کواد یا گبر هم می شناسند. فلسفه نام گذاری این پرنده به این نام آن است که مثل مرده ساکت وبی حرکت می نشیند. گواد به گیلگی یعنی مردگان ؛ چنان که گبر هم به این سبب است که بر سر گور مردگان گبری می نشیند و همانند آنان ساکت و خاموش است. نام دیگر این پرنده  ابیا می باشد:

ابیا 

لغت نامه دهخدا:

ابیا.  [ اَ ] (اِ) قسمی پرنده با نوک و پای دراز و گوشتی لذیذ. یلوه، پارت . نوک دراز. دجاج الارض . توک دراز 

انگلیسی : Woodcock

فرانسوی : Becasse des bois

لاتین :
Scolopax rusticola

مشخصات :
ابیاها پرندگانی هستند جنگلی و تک زی با طول ۳۴ سانتی‌متر که بدن‌هایی چاق داشته و پرهای سیاه و قهوه‌ای نقشداری که قابلیت همرنگ شدن با محیط و پنهان شدن در پشت بوته‌ها را به پرنده می‌دهد ،آن را پوشانده‌است. چشم‌ها در دو طرف سر واقع شده‌اند و میدان دیدی ۳۶۰ درجه را به پرنده می‌دهند. منقار ابیاها بلند و باریک بوده و نوک آن در آرواره بالایی بر خلاف دیگر پرندگان انعطاف‌پذیر است. 

این پرندگان به هنگام غروب یا شب‌هنگام به دنبال غذا رفته و با منقارهای بلندشان زمین‌های نرم را برای یافتن بی‌مهرگان جستجو می‌کنند. آنها طول روز را به استراحت می‌پردازند و پرهای نقشدارشان آنها را از دید دیگران پنهان می‌سازد.

 

 زیستگاه :


مناطق پر درخت به ویژه اگر مرطوب و پر گل و گیاه باشد .


پراکندگی :

تنها دو گونه از ابیاها را می‌توان در نقاط مختلفی از جهان دید و بقیهٔ آنها بومی جزایری همچون آمامی در جنوب ژاپن، لوزون و میندانائو در فیلیپین و جاوه، سوماترا، سولاوسی و مالوکای شمالی در اندونزی هستند. این پرندگان بیشتر مناطق مرطوب و جنگلی را برای زیستن ترجیح می‌دهند.

در ایران ابیاهای مهاجر فصل زمستان را در شمال کشور و بویژه در زمین‌های پست ناحیهٔ دریای خزر می‌گذرانند و گاهی در مناطق جنوبی‌تری همچون فارس، خوزستان و بلوچستان نیز دیده می‌شوند.

منبع:ویکی پدیا


 
جاذبه های رانکوه 1
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: کوه ،شهر رانکوه ،کوهپیمایی

از خصوصیات بارز شهر رانکوه استقرار این شهر از نظر موقعیت جغرافیایی می باشدکه در دامنه کوههای پوشیده از درختان جنگلی قراردارد، همین عامل باعث زیبایی های این شهر شده است.

این کوههای مکان مناسبی جهت ورزش مفرح کوهپیمایی می باشد که هر ساله میزبان گروههای مختلف کوهنوردی است. در این پست سعی بر آن است تا یکی از مسیرهای کوهپیمایی را به خوانندگان عزیز وبلاگ معرفی نماییم.


صحراکوتام:

این کوه با ارتفاع تقریباً 880 متر مشرف بر روستای گوشت پزان بخش رانکوه می باشد.جهت صعود به این کوه بایستی مسیر بسیار زیبای روستای گوشت پزان را طی نمود که مسیر جاده دسترسی به روستا خود نیز دارای چشم اندازهای زیباو منحصر به فرد می باشد.

برای رسیدن به این قله بایستی از میان باغات چای گذشت که آن هم زیبایی و چشم انداز خاص خودش را دارد.

پس از طی کردن شیب کوه و رسیدن به قله، منظره چرای دامها در دشت بالا کوه و آب خنک چشمه های آن خستگی را از بدن خارج میکنند.همچنین وجود تپه هایی با شیب ملایم به همراه پوشش گیاهی ، زیبایی خاصی را به این قله داده است.چشم انداز جلگه ودشت از بالا این کوه بی نظیر است.

عکسهای زیر نمونه ای کوچک از زیبایی های این کوه می باشد.

 غروب شهر رانکوه و روستای گوشت پزان 

 

 غروب شهر رانکوه 

 شهر رانکوه از فراز قله صحراکوتام 

 

چشم اندازجلگه و دشت شهرستان رودسر 

 

گل پامچال

 

کلبه جنگلی

 

 کلبه جنگلی

 

 قله و برف بهاری

 

  قله و برف بهاری

 

 تراکم درختان جنگلی

 

 تراکم درختان جنگلی

 

 جنگل مه گرفته

 

 جنگل مه گرفته

 

 

منطقه کل کوه(کورکوه) صحرا کوتا م 


 
شهر رانکوه
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: شهر رانکوه

لغت نامه دهخدا 

رانکوه

رانکوه . (اِخ ) نام منطقه ای است از گیلان و حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال دریای خزر، از جنوب خطالرأس اصلی سلسله ٔ جبال البرز که حد طبیعی گیلان و قزوین است ،از خاور شهرستان شهسوار (چابکسر آخرین ده رانکوه ازطرف باختر است ). بنابراین این منطقه ٔ رانکوه همان بخش های رودسر و لنگرود است که قسمت جنوبی جنگلی و کوهستانی و خوش آب و هوا و سردسیر و قسمت شمالی که در ساحل دریای خزر و در جلگه واقع است مانند گیلان معتدل و مرطوبست ومحصول عمده ٔ آن چای ، ابریشم ، کنف ، غلات و فندق است . آب قراء جلگه از رودخانه های پلرود، شلمان رود، خشک رود، سیاهکل رود، سامان رود و لنگرود؛ و آب قراء کوهستانی از چشمه سار و رودخانه های محلی و استخر تأمین میشود. بخش رودسر خود از یازده دهستان بشرح زیرتشکیل شده است ، حومه ، املش ، پلرودباز، رحیم آباد، سیارستاق قشلاقی ، سیاهکل رود، اوشیان ، اشکور وسطی ، اشکورپائین ، سیارستاق ییلاقی و سمام ، که جمع دیه های بخش 402 آبادی و کوچک و بزرگ با 87هزار تن نفوس می باشد و بخش لنگرود نیز از 58 آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده که جمعیت بخش باضافه ٔ خود شهر در حدود 40 هزارتن است و دیه های مهم آن عبارتند از: شلمان ، دیوشل ، نالکیاشر، بجاریس ، فتیده ، گلسفید، دریاسر، دریاکنار، ملاطه ، سیگارود، و کیاکلایه . راه شوسه ٔ لاهیجان به شهسوار از وسط این بخش عبور میکند و علاوه بر آن راههای فرعی نیزدر داخل بخش وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). در جعرافیای سیاسی کیهان این منطقه تحت عنوان «رانکوه و لنگرود» آمده . مؤلف کتاب گوید: «شرقی ترین ناحیه ٔ گیلان و طول آن 44 و عرض آن 43هزار گز و عبارت است از حاشیه ٔ باریکی از بحر خزر که متدرجاً از طرف جنوب ارتفاعش فزونی می یابد و بکوههای دیلمان متصل میشود. رانکوه بچندین بلوک تقسیم می شود از این قرار: رودسر، لنگرود، رانکوه ، گزاف رود، سمام ، سیارستاق ، اشکور سفلی ، اشکور علیا، که لنگرود مرکز رانکوه است ». رجوع به لنگرود و رودسر و هر یک از بخشهای مذکور در همین لغت نامه و فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 و جغرافیای سیاسی کیهان و فهرست سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو شود. و نیز در کتاب جغرافیای سیاسی کیهان آمده است : از بلوکهای رانکوه است و در جنوب لنگرود واقعشده و دارای 10000 تن جمعیت است . محصولات آن ابریشم و برنج و مرکبات است و در نقاط مرتفع آن زراعت جو و تربیت جانوران اهلی معمول است و دیه های معتبر آن شلمان و سیاهکل است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 272). 

 

 براساس آخرین تقسیمات کشوری شهر سرسبز رانکوه یکی ازشهرهای شهرستان املش می باشد که در پنج کیلومتری جنوب شرقی شهر املش واقع شده است.این شهر از شمال و شرق به شهرستان رودسرو شهرهای رحیم آبادو کلاچای ارتباط دارد و در سال 1382 ازتجمیع سه روستای آسیابسران-اسماعیل گوابر سفلی به مرکزیت شبخوسلات به شهر تبدیل شد.وسعت این شهر 250 هکتار وجمعیت آن ۲٬۶۵۰ نفر (برآورد ۱۳۸۳خ.)می باشد.

 

 

 نمایی از شهر رانکوه - فروردین 1389

 

 

 

نمایی از ساختمان شهرداری شهر رانکوه 


 
اسبچه خزر
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: اسبچه خزری ،گیلان

    اسبچه  خزر :
اسب کوچک کرانه دریا خزر با پیشینه ای در حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح و نیای بسیاری از اسبان جهان تنها نزدیک به چهار دهه است که مورد شناسائی قرار گرفته است. 
شواهدی مربوط به وجود یک اسب سواری اولیه و همچنین اسبی که متفاوت با اسبهای هند و اروپایی باشد در دست است.محققان سالها از وجود نقش یک اسب کوچک روی حجاریها در ایران آگاه بودند اما طراحان اغلب این طور تفسیر می‌کردند که حجاری اسبهای کوچک به دلیل کمبود جا بوده است.در بعضی از موارد این امر ممکن است دلیلی برای به تصویر درآوردن اندازه‌های متفاوت باشد، همان طور که این روش گاهی برای تمیز موقعیت دو یا چند تصویر به کار می‌رفته است ولی به ندرت در یک حجاری در مورد تندیس ها یا حیوانات رزمی که دارای اندازه‌های کاملا متفاوت هستند به کار گرفته شده است
.
 

تخت جمشید و دارابگرد نمونه‌هایی عالی از مورد آخر هستند. در حجاریهای تخت جمشید اختلاف اندازه بین اسب نیسایی و اسبهای کوچک لیدیایی به ۸/۲۱ سانتی متر می‌رسد. باتطابق این مقدار با اندازه‌های طبیعی، اختلاف قد این دو اسب ۴۰ سانتی متر است.

 

در حجاریهای دارابگرد که از زمان ساسانیان به جا مانده نیز اختلاف بین اندازه این اسبها در همین حد بوده است در آثار به جا مانده از تمدنهای باستانی ماوراء النهر، ایران، بین النهرین و حتی مصر تصاویر و مجسمه هائی از این نوع نژاد مشاهده می شود. 

     

     در نقوش حکاکی شده بر پلکانهای شمالی و شرقی تخت جمشید، در مهر داریوش بزرگ، در گنجینه آمو دریا در موزه بریتانیا(1)، در نقش رستم و داراب گرد، اسب کوچکی مشاهده می شود که بنابر مطالعات فسیل شناسی بر روی بقایای اسکلت های یافت شده در اطراف همدان می توان نتیجه گیری کرد که اسب خزر هزاره اول میلاد وجود داشته و قدمت تاریخی آن به سه هزار سال پیش از میلاد می رسد.

  

 

داریوش حاکم بین النهرین حدود 500 سال قبل از میلاد مسیح علاقمند به شهامت و چابکی این اسب های کوچک به منظور کشیدن ارابه شکاری خود شد که داریوش به وسیله چاپ عکس آنها به عنوان مهر سلطنتی احترام خود به این اسب ها را نشان داد.

(1):مهرهای استوانه ای که نقش سمت راست حاصل آنهاست نشان داده شده.

 

شکل ۱.محل نگهداری موزه بریتانیا (‌British Museum)، شماره ANE 89132، ارتفاع : ۳.۷ س.م.، قطر : ۱.۷ س.م.

 

توضیح: شاه شخصی است که ایستاده و تیر را به سوی شیر نشانه رفته. دو اسب بر شیر افتاده می تازند. این صحنه با دو درخت خرما از متنی که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نگاشته شده، جدا شده است. ترجمه متن اینگونه است: من داریوش هستم شاه. (البته تنها در متن بابلی واژه بزرگ هم اضافه شده : من داریوش هستم شاه بزرگ). این مهر در مصر پیدا شده است. 

در تحقیقات بعمل آمده مشخص شده که اسبچه ایرانی منشا تمامی اسبهای ترکمن و اسب اصیل خوزستان (اسب عرب) بوده است. خصوصیات رفتاری این نژاد حاکی از هوش سرشار آن بوده و مهمترین ویژگی آن فراگیری سریع و آسان رفتارهای آموزشی آن بوده و تلفیق این هوش با خلق و خوی مهربان این نژاد آنرا جزو بهترین نژادها جهت سوارکاری و آموزش سوارکاری کودکان در جهان قرار داده است.  

 

این نژاد به واسطه کوتاهی قد عنوان پونی را به خود اختصاص داده است ولی در مقایسه با سایر نژادهای پونی در جهان که اسبانی با بدنی چاق و کوتاه واندامهای حرکتی قوی و زمخت و فاقد تناسب اندام می باشند، فوراً این اسب از این نوع نژاد مجزا شده و به اسب مینیاتوری معروف گشت. 

 

منشا اصلی‌ آن‌ در سواحل‌ دریای‌ خزر و استانهای‌ گیلان و مازندران‌ ‌ می‌ باشد در قدیم درگیلان و مازندران در کشیدن چوب ها و کارهای کشاورزی از این اسب استفاده می شده است.



 

 ویژگیهای ظاهری این اسب بسیار قابل توجه و منحصر به فرد می باشد که در ادامه به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: 

 

1- چشم ها: اغلب برجسته، بادامی شکل، بزرگ، تیره رنگ و متمایل به پائین است.
2- منخرین: بزرگ و خوش فرم و در هنگام فعالیت به اندازه کافی باز می شود.
3- گوشها: کوتاه و با فاصله از یکدیگر، متحرک و زنده و اغلب انتهای آنها تیز است.
4- سر: عریض با پیشانی محدب که استخوان پیشانی با زاویه مناسبی با استخوان بینی اتصال پیدا می کند.
همچنین ناحیه استخوان گونه عمیق و برجسته بوده و دو استخوان فک پائین در محل اتصال به گلو از فاصله زیادی برخوردار است. پوزه ظریف و مشخص در انتهای سر قرار گرفته است.
5- گردن: بلند بوده و با انحنائی موزون به سینه متصل می گردد.
6- کتف و جدوگاه: کتف طویل و دارای شیب مطلوب به همراه یک جدوگاه قوی می باشد.
7- بدن و تنه: مشخصا دارای بدنی ظریف و ریز نقش است با عمق سینه زیاد که پهنای سینه نسبت به پهنای بدن بیشتر است. تنه به صورت یکپارچه با اندام خلفی مشخص و فضای کافی برای زین.

8- مفصل خرگوشی: شاید به دلیل زیستگاه کوهستانی منشا این نژاد، مفصل خرگوشی نسبت به نژادهای گوناگون مناطق پست می تواند زاویه بیشتری داشته باشد.
9- اندام حرکتی: در مقایسه با طول، این اندامها قطر کمی دارند.
10- سم ها: سم هر دو اندام قدامی و خلفی بیضی شکل بوده و کف و جدار سمها به قدری محکم و سخت می باشد که تنها در مناطق بسیار نا هموار و خشن نیاز به نعل پیدا می کند. همچنین جسم چنگال در سم بسیار کوچک است.

11- پوشش خارجی: پوست و مو نرم و نازک بوده و موها در تابستان ابریشمی و نرم و همراه با درخشندگی خاصی می باشد. در زمستان موها، یال و دم پر پشت شده اما لطیف و ابریشمی است. یال معمولا لخت بوده و رشد زیادی دارد. دم حالت افتاده نداشته و در پائین مفصل مچ رویش مو وجود ندارد. 
12- رنگها: به تمامی رنگها به جز رنگ مخلوط سیاه و سفید (pinto) دیده می شوند رنگ خاکستری از طریق تغییر به طیفی از رنگهای قرمز (ابرش) نهایتا به رنگ سفید در هنگام بلوغ تبدیل می شود. 

13- ارتفاع: مواردی که تا به امروز ثبت شده ارتفاع جدوگاه 100 تا 120 سانتیمتر است. رشد اسبهای خزری سریع است، اسبهای جوان در حدود 18 ماهگی به حداکثر ارتفاع می رسند. 
14- نحوه حرکت و کارآئی: این اسب ذاتا چابک بوده و دارای قدرت پرش قابل توجهی است. در هنگام گام برداشتن دارای حرکتی شناور گونه است. در هنگام یورتمه دارای حرکت کشیده و کوتاه است و از کتف به خوبی استفاده می کند. حرکت چهار قدم سریع است .
 
15- اخلاق: بسیار هوشیار و با استعداد در یادگیری می باشد. درعین حال مهربان و صبور است. خصوصیات رفتاری این نژاد حاکی از هوش سرشار آن بوده و مهمترین ویژگی آن فراگیری سریع و آسان رفتارهای آموزشی می باشد. تلفیق این هوش با خلق و خوی مهربان این نژاد آنرا جزو بهترین نژادها جهت آموزش سوارکاری به کودکان قرار داده است.

 

با توجه به تاریخچه اسبچه کرانه دریای خزر، این اسبچه نقش به سزائی را در سیر تکاملی اسب داشته و منشا و زادگاه اصلی و اولیه آن کرانه های دریای خزر که کشور ایران است می باشد. دیگر آنکه به عقیده کارشناسان این نژاد یک پونی نیست بلکه یک اسب مینیاتوری است چراکه از مشخصات پونی دست و پای کوتاه و بدن زمخت و گوشتالود است در حالیکه اسبچه خزری دارای دست و پائی کشیده و بدنی چابک و دارای تمامی مشخصات یک اسب اصیل است.
آموزش و تربیت این نژاد در باشگاه‌های سوارکاری نشان داد که از نظر پرش از استعداد خاصی برخوردار بوده و در بسیاری موارد قابل رقابت با اسب‌های بزرگ می‌باشند.
اسبچه خزر با توجه به سابقه تاریخی، زیبایی و استعدادهای بسیار بالا، مناسب آمیزش با سایر نژادهای اسب‌های داخلی و خارجی است.

قد اسب‌های خزر بین 100 تا 130 سانتی‌متر گزارش شده است. البته نمونه‌های کمتر از 100 سانتی‌متر هم دیده می‌شود اما به ندرت. باستان‌شناسان می‌گویندنخستین کاسپین‌ها قدی حدود 90 سانتی‌متر داشته‌اند. عوامل متعددی بر شاخص قد اسب‌های خزر مؤثرندکه وراثت مهمترین آن‌ها است. غالباً والدین قد ‌بلند کره‌هایی بلند تولید می‌کنند. بعضی‌ها معتقدند قد در چندنسل متوالی زاد و ولد افزایش می‌یابد

 

در انگلیس شاخص مراقبت و تغذیه را در قددخیل می‌دانند و معتقدند تغذیه مناسب و مراقبت بهتر موجب افزایش قد کاسپین ها تا بیش از 130 سانتی‌مترخواهد شد. اما قد اسبهای خزر به طورمتوسط 7/113 سانتی‌متر می باشد. نکته قابل توجه در قد این است که به دلیل رشد سریع‌تر این نژاد نسبت به سایر اسب‌های دنیا،کاسپین‌ها در 18 ماه اول زندگی خود به حداکثر قدشان دست پیدا می‌کنند 

 

تولید مثل در اسب خزر کاملاً شبیه اسب می‌باشد. اسب خزر دارای تولیدمثل فصلی است یعنی دو فصل متمایز شامل فصل تولیدمثل و فصل غیرتولیدمثل در آن‌ها وجود دارد، اما تولیدمثل غیرفصلی نیز در آن‌ها قابل مشاهده است. مادیان‌های خزر 321 تا 354 روز باردار هستند و متوسط طول دوره آبستنی‌شان 334 روز- حدود 11 ماه- می‌باشد. طول دوره فحلی (همان چرخه تولیدمثل مادیان که در فواصل زمانی منظم در طول فصل تولیدمثل وجود دارد) 24 روز می‌باشد.  

 

 منابع:ویکی پدیا و قارم ایران