شبهای بارانی رانکوه
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

« بقیه عکسها در ادامه مطلب »


 
تصاویری از رانکوه
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

« بقیه تصاویر در ادامه مطلب »


 
سال نو مبارک
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

                        
باد بهاری وزید، از طرف مرغزار
باز به گردون رسید، ناله هر مرغ زار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته
نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست
سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوه هاست، سنگ به پا می خورد
بید مگر فارغست، از ستم نابکار
شیوه نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
ناله موزون مرغ، بوی خوش لاله زار
هر گل و برگی که هست، یاد خدا می کند
بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان
طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت
وقت بهاران گذشت، گفته سعدی سعدی بیار

                فرا رسیدن سال نو بر همگی مبارک باد 

 
عکسهای بهمن 93
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

« بقیه عکسها در ادامه مطلب »


 
تصاویری از برف بهمن سال 92
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

 

 

« عکسهای دیگر در ادامه مطلب »


 
یادی از گذشته
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

خاطره زیر بر می گردد به سالهای دهه 40 شمسی ، زمانی که نیمی از راه ارتباطی شبخوسلات به رودسر از کنار رودخانه کیا رود می گذشت ( قابل ذکراست قسمتی از این مسیر از روستای کهنه گویه تا روستای سفید داربن در حال حاضر آسفالت می باشد). زمانی که برخلاف زمان حال وسیله نقلیه جهت جابجایی مسافران به ندرت پیدا می شد.

 بزرگان نقل می کنند که زنده یاد علی اکبر عاقلی با ماشین دوج جنگی که داشت هر روز صبح مسافران را از شبخوسلات و روستاهای اطراف جهت رفع نیازهای زندگی ، به رودسر می برد و عصر برمی گرداند. همانگونه که بیان کردم نیمی از مسیر را ، ازجاده سنگلاخی کناره  رودخانه کیا رود می پیمود تا به روستای کویه سفلی می رسید.

«آرامگاه بانو سادات حنیفه»

از این روستا تا شهر رودسر وضعیت جاده عوض می شد و از حالت سنگلاخی به خاکی تغییر وضعیت می داد. ولی یک مشکل اساسی وجود داشت و آن این بود که ؛ سطح جاده سنگلاخی از جاده خاکی پایین تر بود. بنابراین بایستی از یک جاده گلی با شیب تند گذر می کرد که در کنار یک آرامگاه به نام بانو سادات حنیفه قرار داشت.


 

« آرامگاه بانو سادات حنیفه »

 

« جاده شیبدار »

در روزهای بارانی و زمستانی گذر از این جاده گلی به سختی انجام میگرفت و خیسی جاده باعث سر خوردن ماشین می شد. در آن لحظه زنده یاد علی اکبر عاقلی با صدای بلند می گفت : مرداکون بین جیر (مردها پیاده بشن ) تا هم ماشین سبک بشه و هم مردها ماشین رو هل بدن تا از این جاده گلی گذر کنند.

بعد از اینکه ماشین  از شیب جاده گلی عبور می کرد و وارد جاده خاکی که می شد مسافران یک صدا و بلند سه مرتبه صلوات می فرستادند.


 

این سه بار صلوات فرستادن یادگاری ماند از آن دوره پس جا دارد به یاد گذشتگان و برای شادی روح در گذشتگان هر زمان به این آرامگاه که میرسیم سه بار صلوات بفرستیم.


 
شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

حضرت علی علیه السلام در شب شهادت خود، افطار را میهمان دخترش، ام الکلثوم بود. در هنگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. علی علیه السلام از اول شب تا صبح بیقرار بود. گاهی به آسمان و ستارگان نگاه می کرد و هر چه طلوع فجر نزدیک تر می شد، تشویش او نیز بیشتر می شد. می‌فرمود:« نه من دروغ می گویم و نه آن کسی که به من خبر داده دروغ گفته است. شبی که مرا وعده شهادت داده اند، امشب است.» 

سرانجام آن شب هولناک به پایان رسید و علی علیه السلام در تاریکی سحر برای ادای نماز صبح به سوی مسجد حرکت کرد. مرغابی‌هایی که در حیاط خانه بودند در پی او رفتند و به جامه اش آویختند. اهل خانه خواستند آن ها را از او دور سازند، اما امام فرمود:« آن ها را به حال خود بگذارید. آنها اکنون سروصدا می‌کنند اما به زودی نوحه سر خواهند داد.» 
امام حسن علیه السلام گفت:« این چه نفوس بدی است که می‌زنید؟» 
فرمود:« پسرم، نفوس بد نمی زنم ولیکن دل من گواهی می‌دهد که کشته خواهم شد.» 

ام کلثوم از سخن پدرش پریشان شد و عرض کرد:« دستور بفرمایید که جُعده به مسجد برود و با مردم نماز بگذارد.» 
فرمود:« از قضای الهی نمی توان گریخت.» آن گاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد. 
« کمر خود را برای مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد. 
از مرگ، آن گاه که به سوی تو آید، جزع و فریاد مکن.» 


امام علیه السلام وارد مسجد شد و به نماز ایستاد. وقتی به سجده رفت، ابن ملجم در حالی که فریاد می زد: « للّه الحکمُ لا لک یا علی » (حکم برای خداست نه برای تو ای علی) با شمشیر زهر آلود، ضربتی بر سر مبارک علی علیه السلام زد. این ضربت به محلّی اصابت کرد که سابقاً شمشیر عمرو بن عبدود در جنگ خندق بر آن خورده بود. 
فرق مبارک امام علی علیه السلام با ضربه ابن ملجم تا پیشانی شکافته شد و خون فوران کرد. 

 ((منبع))

 

به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم کوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار کرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را که به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد کرد.

هنگامی که آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیکن شمشیرش به طاق محراب اصابت کرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحکم یا علی، لا لک و لا لأصحابک"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مبارکش را تا به محل سجده گاهش شکافت.

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الکعبه؛ سوگند به خدای کعبه، رستگار شدم.

نمازگزاران مسجد کوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند.

حضرت علی(ع)، در حالی که خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛این همان وعده ای است که خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند.

حضرت علی(ع) که توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود که نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام کرد.

(( منبع))

«بقیه در ادامه مطلب»


 
آسمان غبار آلود رانکوه
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

طوفان تهران در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ و در حوالی ساعت ۱۶:۵۰ بر اثر وزش تندبادی با سرعت بیش از یک صد و بیست کیلومتر به همراه گرد و خاک غلیظ و رگبار شدید باران رخ داد. 

این طوفان بر آسمان گیلان و به تبع آن آسمان رانکوه هم تأثیر گذار بود به طوریکه تا چند روز گرد و غبار ناشی از این طوفان  در آسمان رانکوه باقی مانده بود.

عکسهای زیر آسمان غبار آلود رانکوه را نشان می دهد.


 «بقیه عکسها در ادامه مطلب»


 
← صفحه بعد